حسنعلى خان افشار

149

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

به‌قدر چهل پنجاه پله مىخورد ، تا [ به ] آنجا داخل بشوند . و آنچه خانزاد شبستان خانه آقا محمد جواد را ديد - با وجودى كه خيلى در آن ولايت خانه آن معتبر است و شبستان خوب دارد - به‌نظر خانزاد مثل محبوس خانه [ اى ] كه ديگر بدتر از آن چيز نباشد ، آمد . از آن احوال پرسيدم كه در آنجا چه‌طور زندگى مىكنيد . گفتند اگر گرماى تابستان را ببينيد ، به اين‌جا شكر مىكنيد . يخ ندارند . لكن در تابستان كوز [ ه ] هاى آب را پر كرده ، آنجا گذاشته ، سرد مىشود ، مىخورند . و از قرارى كه تعريف مىكردند ، خيلى خنك مىشود . دو ساعت از روز گذشته ، در تابستان ، به شبستان مىروند ، دو ساعت به غروب مانده ، بيرون مىآيند . شب‌ها در پشت‌بام مىخوابند . اكثر « 1 » شب‌ها اهل شهر مىروند در ميان رودخانه سكو درست نموده ( 68 ) ، مىخوابند از قرارى كه زمستان را خانزاد ديد ، معلوم شد كه تابستان چه‌قدر گرم مىشود . مىگفتند روزها سرب را اگر ميان مجموعه [ اى ] گذاشته پيش روى آفتاب بگذارند ، چندى [ طول ] نمىكشد آب مىشود . [ بهداشت عمومى ] با وجود حرارت و گرماى آن ولايت و كثافت « 2 » كوچه‌ها « 3 » ، هوايش خيلى سالم است . آب گوارا دارد . از قرارى كه مىگفتند ، ناخوشى خيلى كم است . و چشم اكثر اهالى شهر درست نيست ازجهت عرق تابستان . و از قرارى كه نقل مىكردند ، كوچه‌ها « 4 » آن‌وقت خيلى كثيف « 5 » و تعفن به هم مىرساند . با وجود اين هيچ نمىدانند و نمىفهمند . [ زبان اهالى ] و اهالى و ساكنان « 6 » شهر بسيار نادان و بىفهم و بىاوضاع [ 32 پ ] و بىچيز و فقيرند و حرف‌زدن اهالى فارسى نزديك به لورى ( 69 ) است . درست نمىتوان فهميد . هواى آنجا هشت ماهش خوب و بافزاست ، چهار ماهش جهنم محض مىباشد .

--> ( 1 ) . در اصل : اكر . ( 2 ) . در اصل : كسافت . ( 3 ) . در اصل : كوچها . ( 4 ) . در اصل : كوچها . ( 5 ) . در اصل : كسيف . ( 6 ) . در اصل : اسكان .